به خدا حافظی تلخ تو سوگند نشد
که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد
لب تو میوه ممنوع ولی لبهایم
هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد
با چراغی همه جا گشتم وگشتم در شهر

هیچ کس هیچ کس اینجا به تو مانند نشد
هر کسی در دل من جای خودش را دارد
جانشین تو در این ســـینه خداوند نشد
خواستند از تو بگویند شبی شاعرها
عاقبت با قلم شرم نوشتند: نشد!

/ 1 نظر / 17 بازدید

ای عشق ؛بیا وکمی مهربانی کن.......چرا که من بدون تو پیراهن عصیان به تن می کنم ....... وتکرار لحظه های بی تو بودن ؛مرا به هذیان می کشد.....ای عشق بدون تو باران ؛دریا ؛غروب ؛وانتظار دلگیر است.......وآینده بدون تو آمدنی نیست.......من ازتو سرمست وشیدا می شوم......واز گرمی تو نفس می گیرم.......به من بگو ای عشق ............که ((سرنوشت ))بدون تو چه می شود........(پاييزفصل زيبا )........[گل]..... ....paez2012.persianblog.ir [گل][گل][گل][گل][گل]